مشگین

لغت نامه دهخدا

مشگین. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قاقازان است که در بخش ضیأآباد شهرستان قزوین واقع است و 576 تن سکنه دارد. تپه مجاور آبادی دارای آثار باستانی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

مشکین: مشگی، سیاهرنگ، و آنچه که بوی مشگ بدهد
دهی از دهستان قاقازان است که در بخش ضیائ آباد شهرستان قزوین واقع است.

جمله سازی با مشگین

💡 حبش روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان مشگین‌شهر، بخش مرکزی، دهستان مشگین غربی قرار دارد.

💡 بی‌سخن از گیسوی مشگین یار آموخته است این دلاویزی که اندر سنبل بویاستی

💡 سواد چشم تر بگداخت از برق غم هجرت بیا و خال مشگین را سواد چشم تر گردان

💡 سیمین شد از شکوفه همه باغ و بوستان مشگین شد از بنفشه همه جوی و جویبار

💡 حیق روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان مشگین‌شهر، بخش مرکزی، دهستان مشگین غربی قرار دارد.

💡 باریس یک روستا در ایران است که در دهستان مشگین شرقی واقع شده‌است. باریس ۱۳۱ نفر جمعیت دارد.

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز