لغت نامه دهخدا
مشک بر. [ م ُ / م ِ ب َ ] ( ص مرکب ) مشک آلود. مشک آگین. خوشبوی و معطر:
مشک بر گشت خاک عودی پوش
نافه خر گشت باد نافه فروش.نظامی.از آن مشک بر ابر گل ریخته
مه از سنبله سنبل انگیخته.نظامی.
مشک بر. [ م ُ / م ِ ب َ ] ( ص مرکب ) مشک آلود. مشک آگین. خوشبوی و معطر:
مشک بر گشت خاک عودی پوش
نافه خر گشت باد نافه فروش.نظامی.از آن مشک بر ابر گل ریخته
مه از سنبله سنبل انگیخته.نظامی.
مشک آلود مشک آگین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد هزار طره بروید ز مشک بر سر کل
💡 چون یاد اهل بیت رود بر زبان من گر همدمی من نکند مشک بر خطاست
💡 تو اگر منکر شدی گویم نشان گویم نشان مشک بر شعر سیه میبیختی میبیختی
💡 همی مشک بر آتش افشاندند به بهرام بر آفرین خواندند
💡 جوشن پوشی ز مشک بر مه روشن بر مه روشن همی که پوشد جوشن
💡 آن ماه و شی که طعنه اندر خور زد وز تودۀ مشک بر سمن چنبر زد