مشعلی

لغت نامه دهخدا

مشعلی. [ م َ ع َ ] ( ص نسبی، اِ ) مشعل دار. دارنده مشعل. || نام گلی است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مشعلی. [ م َ ع َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زاویه و در بخش شوش است که در شهرستان دزفول واقع است و 350 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران، ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان زاویه و در بخش شوش است

دانشنامه عمومی

مَشعَلی گیاهی علفی زینتی تیره پای خرسی ها ( آکانتاسه ) با گل آذین زردرنگ و مشعل شکل.
مشعلی (گیاه). مشعلی ( نام علمی: Justicia carnea ) نام یک گونه از سرده مشعلی است.

جمله سازی با مشعلی

💡 شهر ایذه شاهد گسترده‌ترین تظاهرات بود و مردم در اعتراضات خیابانی اقدام به آتش زدن لاستیک در مناطقی مانند زرعان، آخر آسفالت، کوی علوی و کوی مشعلی (ابوذر) کردند.

💡 فارسی کتاب امام علی، مشعلی و دژی اثر سلیمان کتّانی نویسنده مسیحی را ترجمه کرده است.

💡 کفرِ زلفش رَهِ دین می‌زد و آن سنگین‌ دل در پِی‌اش مشعلی از چهره برافروخته بود

💡 چمن شمع ز مرد ساق نرگس را چو بردارد به سیمین مشعلی ماند که آن مشعل دو سر دارد

💡 گرچه پیشاییش ما را نیست دود مشعلی نیست دود آه مظلومی هم از دنبال ما