مشت و مال

لغت نامه دهخدا

مشت و مال. [ م ُ ت ُ ] ( اِ مرکب ) مشتمال. و رجوع به مشتمال و ترکیب های آن شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مالش با دست کسی یا چیزی را ۲- مالش اندام کسی بمشت ( در حمام و زورخانه ). ۳ - تنیبه گوشمال. ۴ - ( کشتی ) فنی در کشتی که عبارتست از اینکه حریفان بازو ببازوی هم مالند و مشت زنند.

جمله سازی با مشت و مال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در زیر سکوهای سربینه قسمت‌هایی جهت گذاردن کفش و بسته لباس پیش‌بینی شده‌است. کارهایی که در سربینه انجام می‌گرفت شامل درآوردن، پوشیدن لباس، حجامت، خالکوبی، مشت و مال کردن، صحبت کردن و خوردن چای و قلیان بوده‌است.

💡 مادربزرگ با مهربانی تمام، دست‌های پیازی را با کمی نمک و روغن مشت و مال می‌کرد تا برای پختن سوپ آماده شود.

💡 در برخی روش‌های قدیمی ماساژ، استفاده از روغن‌های گیاهی برای مشت و مال کردن عضلات دچار گرفتگی، بسیار رایج و موثر بوده است.

💡 او برای آرام کردن خود، شروع به مشت و مال کردن کف دست‌هایش کرد تا شاید با این کار استرس شدیدی که داشت کاهش یابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران