لغت نامه دهخدا
مستوفا. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) مستوفی. تمام گرفته شده. ( غیاث ). بسیار. کافی:
قصیده خرد ولیکن به قدر و فضل بزرگ
به لفظ موجز و معنیش باز مستوفاست.مسعودسعد.و رجوع به مستوفی ̍ شود.
مستوفا. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) مستوفی. تمام گرفته شده. ( غیاث ). بسیار. کافی:
قصیده خرد ولیکن به قدر و فضل بزرگ
به لفظ موجز و معنیش باز مستوفاست.مسعودسعد.و رجوع به مستوفی ̍ شود.
تمام گرفته شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سایه شه بر سرم بادا که هر کو بر سرش سایه شه بود دولتهای مستوفا براند