لغت نامه دهخدا
( مستحدثة ) مستحدثة. [ م ُ ت َ دَ ث َ ] ( ع ص ) مؤنث مستحدث. نوآورده. نوآمده: این رسم از جمله رسمهای مستحدثه است. ( تاریخ قم ص 166 ). رجوع به مستحدث و استحداث شود.
( مستحدثة ) مستحدثة. [ م ُ ت َ دَ ث َ ] ( ع ص ) مؤنث مستحدث. نوآورده. نوآمده: این رسم از جمله رسمهای مستحدثه است. ( تاریخ قم ص 166 ). رجوع به مستحدث و استحداث شود.
( اسم ) مونث مستحدث: شیوع فرزکه از فواکه مستحدث. این مملکت و بنام توت فرنگی نیز مشهوراست... جمع: مستحدثات.
نو آورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماده ۲) بهمنظور انجام وظایف و مقررات مربوط به حفظ، حمایت و احیاء و توسعه و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع و اراضی جنگلی و بیشههای طبیعی و اراضی مستحدثه ساحلی و حفاظت آبخیزها، سازمانی بنام «سازمان جنگلها و مراتع کشور» تشکیل میشود.
💡 حفظ و حمایت، احیاء، توسعه و بهرهبرداری اصولی از جنگلها، مراتع، زمینهای جنگلی، بیشههای طبیعی، زمینهای مستحدثه ساحلی، حفاظت و حمایت از آب و خاک کشور از طریق مدیریت علمی بر حوزههای آبخیز و رعایت اصول توسعه پایدار[۶]