مستجن

لغت نامه دهخدا

مستجن. [ م ُ ت َ ج ِن ن ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استجنان. || پوشیده شده. ( منتهی الارب ). || به طرب فراخواننده. ( اقرب الموارد ). رجوع به استجنان شود.
مستجن. [ م ُ ت َ ج َن ن ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استجنان. || دیوانه و جن زده. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استجنان شود.

فرهنگ فارسی

دیوانه و جن زده

جمله سازی با مستجن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود از جنس جن و لعنت او مستجن بود در جبلت او

💡 تا نشد امر اسجدوا صادر نشد آن سر مستجن ظاهر

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز