مرین
لغت نامه دهخدا
مرین. [ م َرْ رَ ] ( ع اِ ) به صیغه تثنیه، دوبار. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مَرّ و مرة شود.
مرین. [ م ُ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر اًرانة. آنکه مواشی او هلاک شده باشند. ج، مرینون. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به ارانة شود.
مرین. [ م ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سرمشک بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در 15هزارگزی شمال راه مالرو بافت به ساردوئیه. آب آن از قنات و راه آن مالرو است و ساکنین آن از طایفه سلیمانی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
فرهنگ فارسی
دهی از شهرستان جیرفت
جمله سازی با مرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای بار خدایی که مرین سوختگان را جز یاد تو دینپرور و اندوهبری نیست
💡 شرکت جابیل در سال ۱۹۶۶ توسط ویلیام مرین و جیمز گولدن در شهر دیترویت راهاندازی شد و در حال حاضر دارای ۹۰ کارخانه تولیدی در ۲۳ کشور میباشد.
💡 در نهایت پدر کاراس پس از مرگ پدر مرین توسط رگان مکنیل توسط شیطان تسخیر میشود و برای نجات دادن رگان خود را از پنجره اتاق به سمت پلهها پرتاب میکند و میمیرد.
💡 در طول جنگیری همراه با پدر لانکستر مرین شیطان از ضعف عاطفی کاراس (مرگ مادرش) برای به زانو درآوردن او استفاده میکرد.
💡 اور گیون یکی از بزرگترین کشتیهای کانتینردار جهان است. مالک آن شویی کیسن کایشا، زیرمجموعه کشتیسازی ایماباری ژاپن است و مجری آن شرکت اورگرین مرین مستقر در تایوان است. این کشتی در پاناما ثبت شدهاست.