مروانی

لغت نامه دهخدا

مروانی. [ م َرْ ] ( ص نسبی ) منسوب است به مروان بن حکم. ( از الانساب سمعانی ).
- مروانی رنگ؛ چون مروان. دارای صفاتی چون صفات مروان: اولاً لشکر آل مرتضی که باشند، شیر مردان نه مشتی دوغ بازی سیاه قفا... أموی طبع، مروانی رنگ. ( کتاب النقض ص 475 ).
مروانی. [ م َرْ ] ( ص نسبی ) منسوب به مروان بن غیلان از حرث. ( از الانساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

مروانی رنگ

جمله سازی با مروانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «همانا واقعه‌ای برای فرزندان عباس و مروانی در قرقیسیا روی خواهد داد که پسر نوجوان در آن پیشامد پیر گردد و خداوند هر گونه یاری را از ایشان برگیرد و به پرندگان آسمان و درندگان زمین الهام کند که از گوشت تن ستمگران خود را سیر کنید. سپس سفیانی خروج خواهد کرد.»

💡 مکه، مدینه، طائف را در دست گرفت، عبدالله بن زبیر در آغاز حکومتش خود و برادرش مصعب بن زبیر را به عنوان خونخواهان خون حسین بن علی معرفی کردند اما بعدها این خاندان حدود هشت سال بر سرزمین‌های اسلامی از جمله عراق عرب، حجاز، فلسطین و یمن حکمرانی کردند ولی در آخر عبدالملک مروان، دومین خلیفه مروانی با سپاهیانش تمامی مناطق اشغال شده توسط زبیریان در سال ۷۳ هجری قمری را از عبدالله ستاند و عبدالله بن زبیر و مصعب بن زبیر را به قتل رساند و دوباره حکومت امویان احیاء شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران