مرهمه

لغت نامه دهخدا

( مرهمة ) مرهمة. [ م َ هََ م َ ] ( ع مص ) مرهم بر جراحت نهادن، و «م »آن اصلی است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مرهم بر جراحت نهادن

جمله سازی با مرهمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واپس تر از عناصر و افلاک وانجمی وانگه به عقل مرهمه را گشته پیشوا

💡 باد نقاب از دم گرم آورد مرهمه را سوخته شرم آورد

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز