مردون

لغت نامه دهخدا

مردون. [ م َ ] ( ع ص ) درپی کرده و وصل یافته. ( منتهی الارب ). موصول. ( متن اللغة ). گویند خیط مردون؛ ای موصول. ( اقرب الموارد ). || وصله یافته. ( ناظم الاطباء ). مردوم. ( متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

در پی کرده و وصل یافته

جمله سازی با مردون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریویِ میونْ بدیمه یک ستاره قنبر به جلو، شاه مردون سواره

💡 یا شاه مردون هده مده مدّعاره کشه بزنم، قبر امام رضا ره

💡 الهی تره شاه مردون به یار بو مصاحب و هم‌دم ته هشت و چهار بو

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز