مردار خور

لغت نامه دهخدا

مردارخور. [ م ُ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) مردارخوار. رجوع به مردارخوار شود:
آری مثل به کرکس مردارخورزنند
سیمرغ راکه قاف قناعت نشیمن است.سعدی.

فرهنگ فارسی

مردار خوار

جمله سازی با مردار خور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آشفته شاهباز شو و کبک کن شکار مردار خور مباش تو چون زاهد و کلاغ

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز