مددگار

لغت نامه دهخدا

مددگار. [ م َ دَدْ ] ( ص مرکب ) مددکار. رجوع به مددکار و نیز رجوع به ناظم الاطباء شود.

جمله سازی با مددگار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه که در نیک و بدش یار شوی در شر و شور مددگار شوی

💡 دریغا که سلطان دین خوار ماند پناه جهان بی مددگار ماند

💡 ظاهرا گرچه خصم و بدکار است در حقیقت تو را مددگار است

💡 نایدت از دست که جنبی زجای تا نشود دست مددگار پای

💡 ز بس ت أکید حفظش ساخت دیگر جت ایو را مددگار برادر

💡 چو همت شو درین کارم مددگار که همت کرد بر من واجب این کار

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
واتک یعنی چه؟
واتک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز