لغت نامه دهخدا
مخلصی. [ م َ ل َ ] ( حامص ) رهائی، چه مَخلَص مصدر میمی است و زیادت یاء مصدری بعد مصدر عربی از تصرفات فارسیان است. ( غیاث ) ( آنندراج ).
مخلصی. [ م َ ل َ ] ( حامص ) رهائی، چه مَخلَص مصدر میمی است و زیادت یاء مصدری بعد مصدر عربی از تصرفات فارسیان است. ( غیاث ) ( آنندراج ).
رهایی
💡 نزاریا به قضا ده رضا چو ممکن نیست که از کمند بلا مخلصی بود مارا
💡 نیست ز لا مخلصی الا تو را حکم تبارک و تعالی تو را
💡 به مخلصی که دهد جان به حق به تنهایی میان سجده ز سبحان ربیالاعلی
💡 این طرق را مخلصی یک خانه است این هزاران سنبل از یک دانه است
💡 مرد و زن را چون سخن اینجا رسید مخلصی مرد از جواب زن ندید
💡 هر پیمبر امتان را در جهان همچنین تا مخلصی میخواندشان