مختط
لغت نامه دهخدا
مختط. [ م ُ ت َطط ] ( ع ص ) خط برکشنده به جهت بنا گرداگرد زمین و حد پیدا کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کسی که خط می کشد و نشان می کند. ( ناظم الاطباء ). || کسی که روی او خطدار گردد. ( از آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). روی خطدار گشته و زغب برآورده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اختطاط شود.
جمله سازی با مختط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاهشماری عبری که در میان ایرانیان یهودیتبار به آن تقویم مختط یا مختلط نیز گفته میشود، آغاز آفرینش آدم بر اساس کتاب پیدایش از تورات را مبدأ خود میداند و بر بنیاد سالهای خورشیدی و ماههای قمری استوار است و به لحاظ کسری دهروزه سال قمری نسبت به خورشیدی، هر سه یا دو سال، یک سال سیزده (۱۳) ماهه محاسبه میشود تا تناسب سالها و ماهها برقرار بماند.