فرهنگ معین
(مُ لَ ) [ ع. مخالة ] (مص ل. ) گمان بردن.
(مُ لَّ ) [ ع. مخالة ] ۱ - (مص ل. ) دوستی کردن با هم. ۲ - (اِمص. ) دوستی.
(مُ لَ ) [ ع. مخالة ] (مص ل. ) گمان بردن.
(مُ لَّ ) [ ع. مخالة ] ۱ - (مص ل. ) دوستی کردن با هم. ۲ - (اِمص. ) دوستی.
دوستی کردن با یکدیگر.
مخالة
دوستی کردن با هم.
دوستی.
مخالة
گمان بردن.
💡 برخی فعالان محیط زیست نیز تولید گاز متان در دریاچه سدها توسط باکتریهای تجزیه کننده مواد زیستی را از دلایل مخالت با این سد و در کل سد سازی بیان کرده اند.