حاصر

لغت نامه دهخدا

حاصر. [ ص ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حَصر و حَصَر. محصورکننده در حصارکننده. بازدارنده. || حصرکننده. شمارنده. || محصور بین حاصرین....

فرهنگ معین

(ص ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - محاسب، شمارنده. ۲ - آن چه یا آن که سد نماید.
( ~. ) [ ع. ] (اِفا. ) حصیر بافنده.

فرهنگ عمید

۱. محصور کننده، درحصارکننده.
۲. بازدارنده.
۳. شمارنده.

فرهنگ فارسی

( سم ) حصین بافنده.

جمله سازی با حاصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازه در نهایت توسط نیروهای فردیناند و ایزابلا محاصره شد و ساکنان آن غارت شدند.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته است، می‌توان به محاصره خیابان سیدنی اشاره نمود.

💡 در محاصره پاریس در سال ۴۶۴ در دوران شیلدریک یکم جنویو مقدس از پادشاه خواهان وضعیت بهتر برای زندانیان جنگی شد و پاسخ نیکو گرفت. کلوویس یکم بخاطر او زندانیان را آزاد کرد.

💡 عثمانی‌ها آخرین حمله خود را در ۱ سپتامبر انجام دادند ولی به دلیل خستگی و ناامیدی نیروهایشان ناکام ماندند. محاصره بزرگ مالت آخرین نبرد تعیین‌کننده این درگیری‌ها بود که با پیروزی شوالیه‌های مالت پایان یافت.

💡 پرسید: این جماعت را چه می شود؟ گفتند: دیوانه ای را محاصره کرده اند. فرمود: وی دردمند است. دیوانه کسی است که (هنگام رفتن) دست خود تکان دهد، در راه رفتن تکبر کند، شانه هایش را بجنباند و در عین این که در کار معصیت است از خداوند نکوئی خواهد.

💡 نوبری در دوران محاصره تبریز در صف فعالان جنبش مشروطه قرار داشت. او در ماجرای فرستادن بمب به شجاع نظام مرندی که از عمال سرسپرده دربار قاجار بود شرکت مستقیم داشت.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز