محتالی

مترادف‌ها

حیله‌گر، فریبکار

متضادها

صادق، امین

لغت نامه دهخدا

محتالی. [ م ُ ] ( حامص ) حیله گری. مکاری. گربزی:
بانگ درویشان و محتاجان نیوش
تا نگیرد بانگ محتالیت گوش.مولوی.

جمله سازی با محتالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چند ازین در نفاق و محتالی چشمها درد و لاف کحّالی

💡 ایزد که بنای دولتت عالی کرد نگذاشت که خصم با تو محتالی کرد

💡 شب صد چشم چیست محتالی روز یک چشم چیست دجّالی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران