محبانه
لغت نامه دهخدا
محبانه. [ م ُ ح ِب ْ با ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) دوستانه. دوست مانند. بطور دوستی. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با محبانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ذات است و صفات است که محبوب و محبند این هر دو محبانه به احباب نماید
💡 او با لحنی بسیار محبانه و مهربان با کودکان صحبت میکرد تا ترس آنها را از محیط جدید و غریبه کاملاً برطرف سازد.
💡 برخورد محبانه مدیر با کارمندان در زمان بروز مشکلات، باعث ایجاد فضای اعتماد و همکاری بیشتر در محیط کار شده است.
💡 مادر با نگاهی محبانه به فرزندش خیره شد و سعی کرد با کلمات آرامبخش، او را در آن لحظات سخت تسلی دهد.