محاور

محاور، بر اساس یادداشت‌های مرحوم دهخدا، این کلمه به عنوان شکلی دیگر از محوره نیز شناخته شده و در این بافت معنایی، اشاره به همان مفهوم اصلی دارد که باید برای درک کامل آن به مدخل محوره ارجاع داده شود. ساختار لغوی این واژه، که ریشهٔ عربی دارد، نشان‌دهندهٔ ارتباط آن با مفاهیمی چون چرخش، گردیدن، یا مرکزیت است، هرچند در این تعریف مشخص، تأکید بر یک معادل یا صورت جمع است.

علاوه بر معنای لغوی و جمعی، عبارت محاور کسی قَلَق پیدا کردن به عنوان یک اصطلاح یا کنایه در متن ذکر شده است. این تعبیر، که در منابعی نظیر منتهی‌الارب نیز آمده، به مفهوم دگرگونی و اختلال در امور یک شخص اشاره دارد. در واقع، وقتی گفته می‌شود محاورِ کسی قَلَق پیدا کرد، منظور این است که اوضاع و احوال سامان‌یافتهٔ آن شخص دچار پریشانی، اختلال در برنامه‌ها، یا برهم‌خوردگی اساسی شده است؛ گویی محوریت امور او از مسیر اصلی خود منحرف و متزلزل گشته است.

لغت نامه دهخدا

محاور. [ م َ وِ ] ( ع اِ ) ج ِ محورة[ م َ / م ُ وَ رَ ]. پاسخ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به محورة شود. || محاور کسی قَلَق پیدا کردن؛ کار او مختل شدن. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

کار کسی مختل شدن

جمله سازی با محاور

💡 چو کاهوی شیر اوژن او را بدید محاور برابر صفی برکشید

💡 روزی که نباشم محاور تو اندوه تو باشد محاور من