کوتاه استین
مترادفها
آستین کوتاه
متضادها
آستین بلند
لغت نامه دهخدا
( کوتاه آستین ) کوتاه آستین. ( ص مرکب ) کوته آستین. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوته آستین شود.
فرهنگ فارسی
( کوتاه آستین ) ۱ - کسی که آستین های جامه اش کوتاه باشد. ۲ - صوفی: صوفی پیاله پیما حافظ قرا به پرهیز ای کوته آستینان. تا کی دراز دستی ? ( حافظ )
جمله سازی با کوتاه استین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طول کمند کاکلت دستم ز دین کوتاه کرد با خاک پایت ای صنم جز زلف زنارم مکن!