مجسمه تراش
مترادفها
مجسمهساز، پیکرهتراش
لغت نامه دهخدا
مجسمه تراش. [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ت َ ] ( نف مرکب ) آن که مجسمه تراشد. آن که از سنگ مجسمه تراشد. پیکرتراش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
آنکه مجسمه تراشد
جمله سازی با مجسمه تراش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کمیسیون برای این توپ برنزی (بالای فانوس) به مجسمه تراش آندرا دل ورو چیو رسید، کسی که در مغازه اش در این زمان یک شاگرد با نام لئوناردو داوینجی کار میکرد. درحالی با ماشینهای فیلیپو مشهور شده بود، که وروچیو سابقاً توپ را با آن بالا برده بود، لئوناردو داوینجی یک سری از طرحهایی را از آنان ایجاد کرد و به عنوان نتیجه، معمولاً برای ابداعاتشان اعتبار دریافت میکردند.
💡 آن مجسمه تراش بزرگ، با استفاده از ابزارهای بسیار ظریف و دقیق، توانست از سنگ مرمر یک اثر هنری بینظیر و بسیار باشکوه خلق کند.
💡 برای یادگیری فنون پیچیده مجسمه تراش، هنرجو باید صبر و حوصله بسیار زیادی داشته باشد و سالها بر روی کار با مواد مختلف تمرین کند.
💡 این مجسمه تراش مشهور، آثار خود را که ترکیبی از واقعگرایی و انتزاع بود، در بزرگترین موزههای هنری جهان به نمایش گذاشته و فروخته است.