لغت نامه دهخدا
مجازات کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کیفر دادن. سزا دادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجازات شود.
مجازات کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کیفر دادن. سزا دادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجازات شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطر مجازات اعدام را عمدتاً برای مجازات کردن جاسوسی، یا تهدیدات دیگر علیه امنیت ملی حفظ میکند. ارتداد نیز یک جرم بزرگ محسوب میشود، اما هیچ مورد مجازات اعدام برای این اتهام ثبت نشدهاست.
💡 تنبیه بدنی یا کتک(کتک، وسیله چوبی باتومی شکل با کف تخت بود که برای شستشوی لباس در ایران قدیم استفاده میشد و با ضربه زدن به لباس خیس، آن راتمیز میکرد) عبارت است از وارد کردن درد بر شخص برای تغییر دادن رفتار های بد او یا مجازات کردن او. تنبیه بدنی گونهای از خشونت است.