مجاب کردن

لغت نامه دهخدا

مجاب کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مفحم کردن. در جدالی لفظی مخاطب را از دادن جواب عاجز ساختن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). در مناظره کسی را مغلوب کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - پاسخ دادن. ۲ - مغلوب کردن کسی را در مناظره.

جمله سازی با مجاب کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این اشکال، طبق نظر کریشنامورتی "بر اساس آرزو و اصرار برای موفقیت، مجاب کردن تضادها و مبارزه برای رسیدن هستند. او این تلاش را به عنوان محدودیت ذهنی شرطی شده می‌بیند و در این حالت هیچ آزادی وجود ندارد. " مدیتیشن واقعی "پایان تفکر" است که به ابعاد متفاوتی... فرای زمان سوق می‌دهد. [۱۳۳]

💡 ورود آنکتیل دوپرون به بندر سورت مصادف است با بروز دورهٔ اختلافات پارسیان هند بر سر گاه‌نامه بود و این کشمکش‌ها کار را برای وی سخت‌تر کرد. اما کوشش‌های وی در مجاب کردن دستور داراب کومانا را نباید خاطر از برد.