لغت نامه دهخدا
متیو. [ م َ ت ِ ی ُ ] ( اِخ ) رجوع به متی [ م َ ت تا ] ( شاگرد مسیح ) شود.
متیو. [ م َ ت ِ ی ُ ] ( اِخ ) رجوع به متی [ م َ ت تا ] ( شاگرد مسیح ) شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین نمونهٔ به دست آمده از این گونه، توسط پسر ۹ سالهٔ لی برگرِ دیرینهانسانشناس به نام متیو در ۱۵ اوت ۲۰۰۸ یافت شد. متیو وقتی در حال جستجو در محل حفاری پدرش در تپههای دولومیتی شمال ژوهانسبورگ، در منطقهٔ حفاظتشدهٔ مالاپا بود، به طور اتفاقی به این استخوان فسیلشده برخورد کرد.
💡 در سال ۲۰۰۷، متیو هرست، کارشناس رسانههای اجتماعی پس از شش هفته بررسی، بلاگستان را براساس ارتباطات بین وبلاگها ترسیم کرد. پرتراکمترین مناطق، فعالترین بخشهای بلاگستان را نشان میدهند. نقاط سفید نمایانگر هر وبلاگ است. اندازه آنها بر اساس تعداد پیوندهای اطراف آن وبلاگ خاص است. پیوندها به دو رنگ سبز و آبی ترسیم شدهاند که سبز نشان دهنده پیوندهای یک طرفه و آبی نشان دهنده پیوندهای متقابل است.