گوارندگی
مترادفها
خوشگوار بودن
متضادها
ناگوارندگی، ناخوشایندی
لغت نامه دهخدا
گوارندگی. [ گ ُ رَ دَ / دِ] ( حامص ) خوشگواری و خوش آیندگی. ( ناظم الاطباء ). صفت گوارنده. گوارایی. مساغ. مرائت. مرائة:
از یکی سو رونده آب فرات
به گوارندگی چو آب حیات.نظامی.
جمله سازی با گوارندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از یکی سو رونده آب فرات به گوارندگی چو آب حیات
💡 استفاده از ادویههای طبیعی و تازه در پخت غذاها، علاوه بر طعم عالی، میتواند به گوارندگی بیشتر مواد غذایی و سلامت سیستم گوارش کمک کند.
💡 برخی از میوههای فصل به دلیل داشتن فیبر بالا و رطوبت کافی، گوارندگی بسیار خوبی دارند و برای افراد مسن بسیار توصیه میشوند.
💡 مادر با دقت در انتخاب مواد اولیه، سعی میکرد غذاها را به گونهای بپزد که علاوه بر خوشطعم بودن، گوارندگی بالایی برای خانواده داشته باشند.