گهر مایه
لغت نامه دهخدا
گهرمایه. [ گ ُ هََ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) عنصر. آخشیج:
جهان را گهرمایه کردی چهار
وز ایشان تن جانور صدهزار.اسدی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) عنصر آخشیج.
عنصر. آخشیج
جمله سازی با گهر مایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جهان را گهر مایه کردی چهار وزایشان تن جانور صد هزار