گهر شکستن

لغت نامه دهخدا

گهر شکستن. [ گ ُ هََ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) مخفف گوهر شکستن. رجوع به همین مصدر شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - قطعه قطعه کردن گوهر با ضربات. ۲ - خنده کردن خندیدن. ۳ - از دست دادن دولت و جاه و مقام: چو بد گوهران را قوی کرد دست جهان بین که گوهر بر او چون شکست. ( نظامی )

جمله سازی با گهر شکستن

💡 کی بود وقت رخت بستن من یا صدف پر گهر شکستن من