لغت نامه دهخدا
گنس. [ گ ُ ن ِ ] ( اِخ ) مرکز بخش سن اِاوواز از ناحیه پنتواز در فرانسه دارای 4900 تن جمعیت. گنس زادبوم فیلیپ اگوست بوده است.
گنس. [ گ ُ ن ِ ] ( اِخ ) مرکز بخش سن اِاوواز از ناحیه پنتواز در فرانسه دارای 4900 تن جمعیت. گنس زادبوم فیلیپ اگوست بوده است.
مرکز بخش سن ااوواز از ناحیه پنتوار
گِنْس (gens)
در روم باستان، طایفه یا خاندانی شامل چند خانواده با نام مشابه و نیاکانی مشترک. این خانواده ها از امتیازها و تعهدات قانونی و مراسم مذهبی مشترک برخوردار بودند. بیشتر اهالی روم دارای سه نام بودند و نام میانی آنان مشخص می کرد فرد به کدام گِنس تعلق دارد، نام اول یا نام آخر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حاجی بیجاروجاس گنس یک روستا در ایران است که در استان گیلان واقع شدهاست. حاجی بیجاروجاس گنس ۴۵ نفر جمعیت دارد.