لغت نامه دهخدا
گمبل. [ گ ُ ب ُ ] ( ص ) تنومند و فربه ( لهجه قزوینی ). چاق. فربه. کوتاه بالا ( گلپایگانی ).
گمبل. [ گ ُ ب ُ ] ( ص ) تنومند و فربه ( لهجه قزوینی ). چاق. فربه. کوتاه بالا ( گلپایگانی ).
( صفت ) چاق فربه تنومند.
تنومند و فربه. چاق و فربه. کوتاه بالا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیزی گمبل (استرایسند) یک دختر بروکلینی آرام، ولی بهشدت سیگاری است. چون نامزدش، وارن (بلیدن) حس میکند اعتیاد دیزی ممکن است به فرصتهای شغلیاش لطمه بزند، او را نزد دکتر مارک شابوت (مونتان) میبرد.
💡 بیتس با جولیا کولتر از اهالی کارولینای جنوبی ازدواج کرد. آنها صاحب هفده فرزند شدند. جولیا به سنت لوئیس آمده بود تا برادرش دیوید کولتر و خواهرش کارولین جی کولتر را ملاقات کند. کارولین با همیلتون آر گمبل (وکیل و طرفدار اتحادیه) ازدواج کرد که در نهایت قاضی ارشد دادگاه عالی میزوری شد.
💡 سپس در سال ۱۹۶۷ توسط شرکت ژیلت خریداری گردید. اکنون شرکت براون، از شرکتهای زیرمجموعه پروکتر اند گمبل محسوب میشود. دفتر مرکزی شرکت براون، در شهر کرونبرگ ایم تانوس، آلمان قرار دارد.
💡 در سال ۱۹۶۷ فن دایکه استودیوی رقص جورج تاون را با جان گمبل تأسیسکرد. در سال ۱۹۷۰ او به شهر نیویورک نقل مکان کرد و رقص مدرن را نزد مرس کانینگهام و در مدرسه مارتا گراهام و مدرسه آلوین نیکولایز مطالعهکرد.