گلما

لغت نامه دهخدا

گلما. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان دورود بخش مرکزی شهرستان ساری، واقع در 6000گزی شمال خاوری ساری و 4000گزی شمال راه شوسه ساری به بهشهر. هوای آن معتدل و دارای 405 تن سکنه است. آب آن ازچشمه بزرگ و محصول آن برنج، غلات، پنبه و صیفی است.شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. از دو محل بالاو پائین تشکیل شده است معصوم زاده ای به نام امامزاده محمد درویش دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با گلما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه گلما در شهرستان خرم‌آباد، بخش پاپی، دهستان کشور، ۴/۶ کیلومتری غرب روستای مرگ سر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۵۷۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 بقعه گلما - درویش فخرالدین مربوط به سدهٔ ۸ و ۹ ه‍.ق است و در شهرستان ساری، روستای گلما واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۵۳ با شمارهٔ ثبت ۱۰۲۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.