گلرخش

لغت نامه دهخدا

گلرخش. [ گ ُ رَ ] ( اِخ ) اسب رستم. ( ولف ):
چو از آفرین گشت پرداخته
بیاورد گلرخش را ساخته.فردوسی.

فرهنگ فارسی

لقبی است اسب رستم را. [ چو از آفرین گشت پرداخته بیاورد گلرخش را ساخته. ] ( فردوسی )

جمله سازی با گلرخش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هوای هرمزش افگنده درجوش وجود گلرخش گشته فراموش

💡 بر لب سزد کنون لب معشوق گلرخش بر فک سزد کنون می صرف مقطرش

💡 هوای گلرخش از حد برون شد دل او زان هوا دریای خون شد

💡 به گلرخش روزی سپرده عنان همی تاخت بر دم گوری دمان

تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز