گزینندگی
مترادفها
انتخاب، برگزیدن
متضادها
رد کردن، طرد کردن
لغت نامه دهخدا
گزینندگی. [ گ ُ ن َن ْدَ / دِ ] ( حامص ) عمل گزیننده. عمل انتخاب کننده.
فرهنگ فارسی
عمل انتخاب کننده
جمله سازی با گزینندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تشدیدگرها ضریب کیفیت بهعنوان معیاری برای میزان گزینندگی تشدیدگر مطرح میشود. هر چه ضریب کیفیت بیشتر باشد پاسخ فرکانسی تشدیدگر باریکتر خواهد بود.