لغت نامه دهخدا
گزنی. [گ َ ] ( ص ) تر. || خشک. ( برهان ). || ( اِ ) گل تر. ( برهان ) ( آنندراج ). گل تر که بعربی طین گویند. ( رشیدی ). || گل خشک که در فصل دی باشد و آن موسم زمستان است. ( برهان ) ( آنندراج ).
گزنی. [گ َ ] ( ص ) تر. || خشک. ( برهان ). || ( اِ ) گل تر. ( برهان ) ( آنندراج ). گل تر که بعربی طین گویند. ( رشیدی ). || گل خشک که در فصل دی باشد و آن موسم زمستان است. ( برهان ) ( آنندراج ).
( اسم ) گل تر طین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیر بخش مری (بلوچی: نواب خیر بخش مری) متولد ۱۹۲۸ در کویته پاکستان، رئیس قبیله مری بزرگترین قبیله بلوچ از شاخه گزنی بود. او بعد از مرگ عمویش که بهخاطر کمسنی خیربخش برای مدتی سردار قبیله بود، وارث مقام پدر، مهرالله خان و صاحب عنوان نواب که انگلیسیان به سرداران و حکام تابع خود در شبه قاره هند اعطا میکردند، شد. معمولاً این عنوان از پدر به فرزند جانشین او میرسد و دیگر فرزندان پسرش نوابزاده خطاب میشوند.