او که در حال گرفتن گزارش از مردم بود، با دقت به نظرات و تجربیات آنها گوش میداد. او گزارش کنان به دوربین به سمت جمعیت حرکت کرد تا اطلاعات بیشتری جمعآوری کند و از احساسات و خواستههای مردم آگاه شود. این فرآیند به او کمک میکرد تا تصویر واضحتری از وضعیت موجود به دست آورد.
گزارش کنان
لغت نامه دهخدا
گزارش کنان. [ گ ُ رِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) درحال تفسیر. در حال شرح. در حال تعبیر:
گزارش کنان تیز کن مغز را
گزارش ده این نامه نغز را.نظامی.هرآنچ از پدر مایه اندوختی
گزارش کنان در وی آموختی.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - در حال بیان کردن. ۲ - در حال شرح و تفسیر: هر آنچ از پدر مایه اندوختی گزارش کنان در وی آموختی. ( نظامی )
جمله سازی با گزارش کنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنان شدیداً با انقلاب اکتبر مخالفت میکرد، چون او احساس مینمود که بلشویکها «برای حل موفقیتآمیزی مشکلات مدیدی که پس از سرنگونی تزار بهمیان آمده بود دارای دانش، تجربه و تحصیلات کافی نبودند». رئیسجمهوری وودرو ویلسون گزارش کنان را در ۱۹۱۸ میلادی مورد مطالعه و ارزش قرار داده و از بلشویکها انتقاد کرد، اما در نهایت این کنان بود که از اداره ویلسون برای کمرویی بیش از حد در مداخله علیه بلشویسم انتقاد کرد.