گزاردنی
لغت نامه دهخدا
گزاردنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل گزاردن. درخور گزاردن. رجوع به معانی گزاردن شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) لایق گزاردن در خور گزاردن.
جمله سازی با گزاردنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفت: وَ یَقُولُونَ عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ بر خدای می دروغ گویند این جهودان، که امانت در همه ملّتها و شریعتها بازدادنی و گزاردنی است. آن روز که این آیت فرو آمد مصطفی (ص) گفت: «کذب اعداء اللَّه، ما من شیء فی الجاهلیة الّا و هو تحت قدمی الّا الامانة فانّها مؤدّاة الی البرّ و الفاجر».
💡 این جاده کوهستانی در فصل زمستان به دلیل بارش سنگین برف و یخ، برای خودروهای معمولی اصلاً گزاردنی نیست و حرکت در آن بسیار خطرناک است.
💡 با وجود تمام موانع طبیعی و صخرههای بزرگ، این مسیر باریک همچنان برای کاروانهای تجاری که به دنبال کوتاهترین راه هستند، کاملاً گزاردنی محسوب میشود.
💡 اگر میخواهی به آن روستای دورافتاده برسی، باید بدانی که مسیر فعلی به دلیل فرسایش شدید خاک، برای عبور پیادهروی بسیار دشوار و غیرگزاردنی است.