گادل
لغت نامه دهخدا
گادل. [ دِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان قزل کچیلو بخش ماه نشان شهرستان زنجان، در 39 هزارگزی جنوب خاوری ماه نشان و 9 هزارگزی راه عمومی کوهستانی سردسیر. دارای 195 تن سکنه. آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، انگور، عسل. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
دهی از شهرستان زنجان
جمله سازی با گادل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا همین اواخر، تاریخ دوران وایکینگها عمدتاً بر اساس سرگذشتنامههای ایسلندی، تاریخ دانمارکیها نوشته ساکسو گراماتیکوس، قصه سالیان گذشته رویدادنامه روس کیف و کوگاد گادل ری گالایب بود. امروزه اکثر محققان این متون را منابعی میدانند که به معنای واقعی کلمه درک نمیشوند و بیشتر بر یافتههای باستانشناسی ملموس، سکهشناسی و سایر رشتهها و روشهای مستقیم علمی تکیه میکنند.