کشایش

لغت نامه دهخدا

کشایش. [ ک ُ ی ِ ] ( اِمص ) گشایش. ( یادداشت مؤلف ). || واشدگی. گشادگی. || رهایی. || شروع. || صفا. رونق. || افتتاح. کشاد. بازکردگی.
- کشایش روزی؛ گشایش روزی. چاشت. ناشتائی. ناشتاشکن. ( ناظم الاطباء ).
|| رونق زندگی. بازشدگی گره کار زندگی. || ( اِ ) شکاف. ( ناظم الاطباء ). رخنه. درز. گشایش. رجوع به گشایش شود.

فرهنگ فارسی

گشایش
گشایش. عمل و حالت کشودن

جمله سازی با کشایش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر چرخ از کشایش کارم گره فتاد این دانه عاقبت گلوی آسیا گرفت

💡 فتنه بر آن در فرو شود که رخ تو دست کشایش بآستانه برآرد

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز