کسلی
لغت نامه دهخدا
کسلی. [ ک َ لا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ کسلان. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به کسلان شود.
فرهنگ فارسی
جمع کسلان.
جمله سازی با کسلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهطور کلی آب و هوای چابهار دارای کمترین تغییرات در فصول چهارگانه سال است و درجه رطوبت تنها در دو ماه از سال (اردیبهشت و خرداد) بالا میرود. برای مثال، هوای شهر چابهار در تابستان از تهران خنکتر است. گوادر در شرق چابهار با وزش همیشگی نسیم و باد معروف است و واژه گوادر یعنی جایی با وزش باد چرا که بلوچها به باد «وا» میگویند. بندری با همین نام یعنی گوادر در جنوب پاکستان نیز وجود دارد. آنچه کمی برای مسافران و برخی ساکنان چابهار آزار دهنده است شرجی بیش از حد هواست که باعث سنگینی و کسلی بدن میشود.
💡 و فرق بود میان فترت و وَقْفَت و فرق آن بود که فترت بازگشتن بود از ارادت و بیرون آمدن از آن طریق و وَقْفَت ایستادن بود از راه رفتن بخوش آمد کسلی و کاهلی و هر مرید که در ابتدای کار کاهلی پیشه گیرد ازو هیچ چیز نیاید.