لغت نامه دهخدا
کرماج. [ ک َ ] ( اِ ) پامچال جنگلی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به پامچال جنگلی شود.
کرماج. [ ک َ ] ( اِ ) پامچال جنگلی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به پامچال جنگلی شود.
پامچال جنگلی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهر کرماج کباب است دل بنده ولیک مرهم سینه کنم من جگر بریان را