زبان باز کردن
مترادفها
سخن گفتن، حرف زدن
متضادها
سکوت کردن، زبان بستن
لغت نامه دهخدا
زبان باز کردن. [ زَ ک َدَ ] ( مص مرکب ) (...کودک ) آغاز سخن گفتن کردن او.
فرهنگ فارسی
آغاز سخن گفتن کردن کودک
جمله سازی با زبان باز کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سالهای ۳۰–۱۳۲۵ به تعبیر طاهباز زمان زبان باز کردن نسلهای بعدی است. گذشته از شیبانی و شاملو و آینده، در فواصلی کم و بیش نزدیک، سایه و کسرایی و کمی بعد م. آزاد و سهراب سپهری در این راهند. این شیوه سرودن شعر به سرعت جایگزین شعر کلاسیک فارسی گردید و سپس با ایجاد تفاوتهایی در فرم شعر نو، آن را به شیوههای نیمایی، سپید، حجم و … دستهبندی کردند.