کج قلم

لغت نامه دهخدا

کج قلم. [ ک َق َ ل َ] ( ص مرکب ) که قلم کج دارد. که قلم بر استقامت و راستی ندارد. که بر غیر استقامت قلم راند:
مژگان تو از کج قلمی دست ندارد
هر چند ز خط حسن تو در پای حساب است.صائب ( از آنندراج ).رهزن ازراه محال است نهد پای به راه
طینت کج قلمان راست به مسطر نشود.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

که قلم کج دارد. که قلم بر استقامت و راستی ندارد.

جمله سازی با کج قلم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زیان از صد چنین خیل و حشم ناید درین کشور بقدر آن که از یک میرزای کج قلم باشد

💡 هر کج قلم که راست کند خویش را بر آن کآرد به دست مال فقیری به مکر و فن

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز