کاورد

لغت نامه دهخدا

کاورد. [ وَ ] ( اِخ ) دهی است از بخش دو دانگه شهرستان ساری. که دارای 300 تن سکنه. آب آن از چشمه است و محصول عمده ندارد. مردان ده در طول سال در نقاط مختلف مازندران به درودگری متفرقند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از بخش دودانگه شهرستان ساری

دانشنامه عمومی

کاورد یکی از روستاهای مازندرانی زبان شهرستان مهدیشهر در استان سمنان است. و آب و هوایی کوهستانی دارد. بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این روستا ۸۵ نفر ( ۳۰ خانوار ) و در سال ۱۳۷۵، ۲۵ نفر ( ۸ خانوار ) بوده است.
میرعبدالله سیار کاوردی، اسدالله عمادی، حسین اعتمادزاده و....

جمله سازی با کاورد

💡 گر بخواهد بچنین مردی کاورد بجنگ خانمان همه یکباره کند زیر و زبر

💡 خواهم به تماشاگه خلق آورمت چون مسخره کاورد برون طفلان را

💡 بانگ پرواز کبوتر کاورد نامه ز تو گوش عاشق را جز آواز پر جبریل چیست

💡 می داد و بذله جست مگر ابر و قلزمیم کاورد قطره و گهر شاهوار برد

💡 زهدی ها که رسانید و مالها کاورد یقین بدان که شود ده خزینه آبادان