کاودار
مترادفها
پژوهشگر، جستجوگر، کاوشگر، تحقیقکننده
لغت نامه دهخدا
کاودار. ( اِخ ) ناحیتی به مغرب پارس. ( از فارسنامه ناصری ). در فرهنگ جغرافیایی ایران نیست.
فرهنگ فارسی
ناحیتی بمغرب پارس
دانشنامه عمومی
کاودار ( ترکی آذربایجانی: Kavdar ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان کاشاتاق واقع شده است.
جمله سازی با کاودار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول شب، درگیریها در محورهای مختلف، بهویژه در شهرستانهای خوجاوند، آغدام، زنگلان، قبادلی، لاچین و شوشی تداوم یافت. متعاقباً، نیروهای ارمنستان جاده شوشی - لاچین را روی غیرنظامیان بستند. سپس، الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان در صفحه تویتری خود نوشت که ارتش آذربایجان روستاهای میرک و کاودار شهرستان جبرئیل، مشهدی اسماعیلی و شفیع بیلی شهرستان زنگلان و نیز بشارت، قاراکیشیلر و قاراچنلی شهرستان قبادلی را بازپسگرفته است.