کاه و کوه

مترادف‌ها

همه چیز، تمام

لغت نامه دهخدا

کاه و کوه. [ هَُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در مقام عدم تناسب و تقابل بکار رود، چون خرد و بزرگ، ریز و درشت، فیل و فنجان و چیزهائی که با هم در کیفیت و کمیت در دو جهت مختلف و دور از تناسب و هم آهنگی باشند.

فرهنگ فارسی

در مقام عدم تناسب و تقابل بکار رود

جمله سازی با کاه و کوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وز آنجا شد پریشان سوی منزل رخی چون کاه و کوه درد بر دل

💡 خمش کن کاه و کوه و کهربا چیست که آنچ از فهم بیرون است آنیم

💡 که تا باشند راحت در پناهش دیگران بودی ز ضعف تن چو کاه و کوه محنت را بجان حامل

💡 در آن روزهای پرفراز و نشیب، تمام مردم از کاه و کوه برای کمک به نیازمندان و آسیب‌دیدگان زلزله بسیج شده بودند تا امید را دوباره زنده کنند.

💡 وقتی خبر موفقیت بزرگ او منتشر شد، از کاه و کوه برای تبریک گفتن و ابراز شادی به او آمد و فضای شهر را پر کرد.

💡 در جریان بحث‌های داغ سیاسی، از کاه و کوه برای نقد سیاست‌های جدید دولت استفاده می‌شد و هیچ‌کس از پاسخگویی شانه خالی نمی‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران