لغت نامه دهخدا
کان کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) استخراج معدن. کاوش کان. رجوع به ترکیبات کان شود.
کان کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) استخراج معدن. کاوش کان. رجوع به ترکیبات کان شود.
استخراج معدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا گو شب ببین کان کندنم را نه کان کندن ببین جان کندنم را
💡 ای هنرور مال عالم هست دستافزار کار تیشهای میبایدت گر پیشهات کان کندن است
💡 تیشه بر کف شدی بکان کندن سود کان کندن است، جان کندن!
💡 زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.
💡 به کان کندن ز سنگ آرند گوهر به جان کندن مرا این شد میسر