چوپان محلی
مترادفها
چوپان بومی
لغت نامه دهخدا
چوپان محلی. [ م َ ح َل ْ لی ] ( اِخ ) رجوع به چوپان محله شود.
جمله سازی با چوپان محلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گفتنی ست بوزنجان به بزمگاه بزرگان نیز شهرت داشته و در زمان ساسانیان چراه گاه یی مناسب برای سران حکومتی بوده، چنان که به نقل از برخی چوپان محلی در کوههای این منطقه تیرهای آهنی مخصوص کمان تیر اندازی نیز یافت شدهاست آثاری از چندین آسیاب قدیمی نشان از رونق و آبادانی این روستا درگذشته دارد.
💡 آن چوپان محلی با دقت بسیار زیاد و تجربه سالیان دراز، تمام گله گوسفندان خود را در دشتهای وسیع و سرسبز کوهستان میچرخاند.
💡 هنگام عبور از مسیرهای پرپیچ و خم کوهستانی، ملاقات با یک چوپان محلی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت آب و هوا به شما بدهد.
💡 صدای آشنای چوپان محلی در سکوت صبحگاه کوهستان، نشانهای از آغاز روز جدید و فعالیتهای روزمره در میان طبیعت بکر و زیبای منطقه بود.