چهار ساله

لغت نامه دهخدا

چهارساله. [ چ َ / چ ِ ل َ / ل ِ ] ( ص نسبی ) که چهار سال داشته باشد. که چهار سال بر وی گذشته باشد: اجذاع؛ چهارساله شدن شتر. ارباع؛ چهارساله شدن گوسفند. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به چارساله شود.

فرهنگ فارسی

که چهار سال داشته باشد که چهار سال بر وی گذشته باشد.

جمله سازی با چهار ساله

💡 در این کشور رئیس حکومت رئیس‌جمهور است و نخست‌وزیر رئیس دولت. رئیس‌جمهور با رأی اعضا مجلس برای دوره‌ای چهار ساله تعیین می‌شود. او کابینه را تعیین می‌کند. اعضای کابینه باید از مجلس رأی اعتماد بگیرند.

💡 بنا بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بازنگری شده در سال ۱۳۶۸، رئیس‌جمهوری ایران پس از رهبری دومین مقام سیاسی بلندپایه کشور است و قوه مجریه (یکی از قوای سه‌گانه ایران) تحت امر او قرار دارد. رئیس‌جمهور برای یک دوره چهار ساله توسط رای مردم برگزیده می‌شود که بیشینه برای یک دوره پیاپی قابل تکرار است.

💡 در اکتبر ۲۰۰۴، ام‌تی‌ان قراردادی چهار ساله برای حمایت از مسابقات آفریقا به ارزش ۱۲.۵ میلیون دلار منعقد کرد که در آن زمان بزرگترین قرارداد حمایت مالی در تاریخ ورزش آفریقا بود.

💡 شورای شهر گناباد به منظور پیشبرد سریع برنامه‌ها از طریق همکاری مردم و نظارت بر امور شهر تشکیل شده‌است. شورای شهر گناباد متشکل از ۵ عضو است که برای یک دورهٔ چهار ساله از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند. هم‌چنین نظارت بر عملکرد شهرداری و انتخاب شهردار، تصویب بودجهٔ سالانهٔ شهرداری از دیگر وظایف شورای شهر است.

💡 بل در بلومینگتون، ایندیانا متولد شد، پدر و مادرش هر دو روانشناس بودند. هنگامی که یک کودک چهار ساله بود، مادرش متوجه شد که او تعدادی نخ پلاستیکی را به دستگیره‌های کشوی لباسش وصل کرده و آهنگ‌هایی را که مادرش با پیانو می‌نوازد تقلید می‌کند. در آن زمان والدین او برایش یک ویولن با اندازه‌ای مناسب یک کودک پنج ساله خریداری کردند و به این ترتیب او فراگیری موسیقی را از همان سن، به صورت جدی آغاز نمود.

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
رساله یعنی چه؟
رساله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز