لغت نامه دهخدا
چهارجانب. [ چ َ / چ ِ ن ِ ] ( اِ مرکب ) چهار سمت. رجوع به چارجانب شود.
چهارجانب. [ چ َ / چ ِ ن ِ ] ( اِ مرکب ) چهار سمت. رجوع به چارجانب شود.
چهار سمت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طبق منهاج، معزالدین یک گروه سواره نظام کماندار ۱۰٬۰۰۰ نفری را فرماندهی میکرد و سایر ارتش خود را به چهار دسته تقسیم نموده بود، تا از چهار جانب به نیروهای چاهامنا حمله کنند. وی به سربازان خود دستور داد، که زمانی که نیروهای دشمن برای حمله پیشروی میکنند، نباید با آنها جنگ کنند، بلکه در عوض عقبنشینی نمایند تا فیلها، اسبها و پیادهنظام چاهامانا خسته شوند.
💡 یلان ز هر سو سنگر برند و نقب زنند به شهربند هری از چهار جانب و جَن