چمی

لغت نامه دهخدا

چمی. [ چ َ ] ( ص نسبی ) بمعنی «معنوی » باشد که در مقابل «صوری » است، چه «چم » بمعنی معنی است. ( برهان ). بمعنی معنوی زیرا که چم بمعنی «معنی » است که ضد صورت است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).معنوی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چم شود. || اصلی. معنی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چم شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) با معنی معنوی.
بمعنی (( معنوی ) ) باشد که در مقابل (( صوری ) ) است چه (( چم ) ) بمعنی معنی است.

جمله سازی با چمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون خطت رست چمی با عسس اندر برزن گاه از زیرکشی نعره و گاهی از بم

💡 گفتم چمی بکاشمر آیا بسیر سرو گفتا که بنده قد من سرو کاشمر

💡 سرو و صنوبر به پیش پای تو افتند گر به چمی در چمن به عزم تماشا

💡 این جهانست جنان نیست که آزاد چمی بگذر از الفت رندان و بترس از زندان

💡 گفتم مگر خرید گهر را چمی ببحر گفتا خجل ببحر زدندان من گهر

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز